سخنی چند از پاولِ پارسی؛ درباره‌ی دانش و گروش

پرهیز و پیرایه‌ی جانْ دانش است و از دانش می‌زیبد. … دانش با چیزهای نزدیک و آشکار و شناختنی سروکار دارد، ولی گروش(ایمان) به هر چیزی که دور و نادیدنی بوَد پردازد و به‌درستی شناخت‌پذیر نبوَد. گروش به‌گمان است و دانش بی‌گمان. ایدون، گمان‌ جدایی به بار ‌نشاند و بی‌گمانی هم‌داستانی آورد. پس دانش بهتر از گروش بوَد و آن گزیدن برتر از این. چه هنگامی که از گروندگان درباره‌ی گروشـ[ـشان] بازپرسند از دانش پوزش برند و در این باره گویند: بدانچه کنون گرویم دیرتر بدانیم.

«کنون به آینه بینیم به آزِند(مثل)، سپس روی‌‌در‌روی».

زین‌رو، چون دانشْ نیرو و نیکیِ گیتی، و ‌‌آسانیِ جانها و شادیِ روانها را به بار ‌نشاند، پس ما بیش از پیش آن گروشی را ستاییم که اندر آن هر یک از اینها یافت شود و [اگر] زِ هر یک از این چیزها ‌بی‌بهره بودی یا یاوه‌‌هایی گفتی که وارونه‌ی این بودی، آن را ‌‌نکوهیم و پس ‌‌زنیم و سنجشگرانه با آن برخورد ‌‌کنیم.

 

این نوشته را به همراهِ پانوشتهای سنجشگرانه از «این جای» بارگیرید.

 

* برگرفته از: پاولِ پارسی، گویاییِ ارستو، رَهامِ اشه، پارسی‌ از بزرگمهرِ لقمان، ویرایشِ دوم، رویه‌های ۵۳، ۵۴، ۵۶، ۵۷ و ۵۸.