سخنی چند از پاول پارسی؛ درباره‌ی فرزانه و فرزانگی (فیلسوف و فلسفه)

* فرزانگی هَمانَندیِ ایزدی بُوَد تا آنجا که مردمی بدان‌سان تواند باشد. چون همان‌گونه که ایزد ‌داند و ورزد، فرزانگان نیز چونان یزدان ‌دانند و ورزند، لیک کمتر.
* آنکو خواهد فرزانگی آموزد … راست که از توده‌ی مردم و نیرومندکسان دوری جوید و خویشتن را زِ مردمانِ پیرامونش بپاید – چه مردمان … دشمنان آنچه نمی‌دانند بُوَند و اندر بیشتر زمانها نیک‌خویان را خوار شمارند و کینه‌ توزند زیِ هر آنکو زِ راه و روش و خواست آنان دوری می‌جوید و وی را همه‌گونه رنجه دارند و آزار روا.

سخنی چند از پاول پارسی؛ درباره‌ی دانش و گروش

پرهیز و پیرایه‌ی جانْ دانش است و از دانش می‌زیبد… دانش با چیزهای نزدیک و آشکار و شناختنی سروکار دارد، ولی گروش به هر چیزی که دور و نادیدنی بُوَد پردازد و به‌درستی شناخت‌پذیر نَبُوَد. گروش به‌گمان است و دانش بی‌گمان. ایدون، گمان‌ جدایی به بار ‌نشاند و بی‌گمانی هم‌داستانی آورد. پس دانش بهتر از گروش بُوَد و آن گزیدن برتر از این.

سخنی چند از پاول پارسی؛ درباره‌ی خرد

جهان با خرد ساخته و راهبری می‌شود، همچون چشمِ جان که هرچند کور بُوَد … تنها از راهِ این [خردْ] روشن و روشن‌بین می‌شود و بدین‌گونه از هزاران هزار چشمِ تن بهتر است.

سخنی چند از پاول پارسی؛ برای شاه خسرو انوشیروان

درود بر خسروِ پیروزبخت، شاهِ شاهان، بهترینِ مردان، پاول، پیشکارتان!

فرزانگی، که دانشِ راستینِ همه[ی چیزها] بُوَد، اندر شما است؛ و از این فرزانگی‌ که اندر شما است برایتان پیشکشها ‌فرستم. این مایه‌ی شگفتی نَبُوَد که از بوستان فرمانروایی‌تان پیشکشهایی برای شما فرازبَرَند، [ازیراکه] از ایزدآفریده‌ها یزِشهایی[=قربانیهایی] برای ایزد فرازمی‌آورند.

«گویایی ارستو» پاول پارسی

«گویایی ارستو» از پاول پارسی ـ فرزانه‌[=فیلسوف] و گویایی‌دان[=منطق‌دان] ایران باستان ـ دربردارنده‌ی این سه گفتار است که به شاه خسرو انوشیروان ساسانی پیشکش شده:

ـ گفتار اندر گویایی ارستو

ـ روشنایی‌نامه‌ای بر اندر پیرامونِ گزارش (Περὶ Ἑρμηνείας) ارستو

ـ پیش‌درآمدی بر فرزانگی ارستو

با گذشت پانزده سده از روزگار پاول پارسی، کنون گردانش پارسی این گفتارها برای نخستین‌بار در دسترس پارسی‌زبانان گذاشته می‌شود؛ باشد که اندر میان ایرانیان نام و یاد و کار این فرزانه‌ی پارسی دگربار زنده گردد.