بزرگمهر لقمان

سخنی چند از پاول پارسی؛ درباره‌ی دانش و گروش

پرهیز و پیرایه‌ی جانْ دانش است و از دانش می‌زیبد… دانش با چیزهای نزدیک و آشکار و شناختنی سروکار دارد، ولی گروش به هر چیزی که دور و نادیدنی بُوَد پردازد و به‌درستی شناخت‌پذیر نَبُوَد. گروش به‌گمان است و دانش بی‌گمان. ایدون، گمان‌ جدایی به بار ‌نشاند و بی‌گمانی هم‌داستانی آورد. پس دانش بهتر از گروش بُوَد و آن گزیدن برتر از این.

سخنی چند از پاول پارسی؛ برای شاه خسرو انوشیروان

درود بر خسروِ پیروزبخت، شاهِ شاهان، بهترینِ مردان، پاول، پیشکارتان!

فرزانگی، که دانشِ راستینِ همه[ی چیزها] بُوَد، اندر شما است؛ و از این فرزانگی‌ که اندر شما است برایتان پیشکشها ‌فرستم. این مایه‌ی شگفتی نَبُوَد که از بوستان فرمانروایی‌تان پیشکشهایی برای شما فرازبَرَند، [ازیراکه] از ایزدآفریده‌ها یزِشهایی[=قربانیهایی] برای ایزد فرازمی‌آورند.