بزرگمهر لقمان

نودساتیریان: سخنی چند درباره‌ی واژه‌سازی و واژه‌گزینی اندر زبانِ پارسی § ۷ و ۸. گویش‌نمایی و واژه‌های شترگاوپلنگ

  • ۷. گویش‌نمایی

روشن است که می‌توان از گویشهای ایرانی برایِ پارسی وام ستاند، لیک این وام‌ستانی باید بر پایه‌ی سنجه‌های آواشناختی و دستوریِ زبانِ پارسی باشد و نیز در جایی باشد که آن واژه یا دیسه‌ای ازش در پارسی بر جای نبُوَد.

  • ۸. واژه‌های شترگاوپلنگ

فرجامِ سخن

این همه برایِ این نبُوَد که واژه‌سازی و واژه‌گزینی نشاید کردن که سخن بر سرِ این است که واژه‌‌ی ساخته‌ شده یا گزیده ‌شده دستِ کم باید ساختی درست (از نگاهِ دستوری، ریشه‌شناختی، چِم‌شناختی، واج‌شناختی و …) داشته باشد. به دیگر سخن، پارسی را باید پاس داشتن، ولی پیش از آن، بایدش آموختن و جان و روانش را شناختن، چه اندر واژه‌سازی، بیش و پیش از هر چیز، باید «اندر» زبانِ پارسی اندیشید، نه «با» و «بر» پارسی. اگر با چشمانی درست و راست‌نگر درنگریم به روشنی اندریابیم آن واژه‌هایی که نودساتیریان به درونِ مرزهای اندیشگیِ زبانِ پارسی اندر کرده‌اند زمینه‌ای شده‌اند برایِ ویرانیِ زبانِ پارسی به نامِ پاسداریِ از زبانِ پارسی!

نودساتیریان: سخنی چند درباره‌ی واژه‌سازی و واژه‌گزینی اندر زبانِ پارسی § ۶. نادیده گرفتنِ دستگاهِ آواییِ پارسی

  • ۶. نادیده گرفتنِ دستگاهِ آواییِ پارسی

یکی دیگر از روشهای برون از دستورِ نودساتیریان، اندر واژه‌سازی و واژه‌گزینی، آوردنِ واژه‌ای از چند هزار سال پیش است، بی درنگریستن به دگرگونیهای آواییِ آن واژه‌ در زبانِ پارسی.

ناگفته پیدا است که پیشِ ما اگر پارسی پشتش پارسیگ و پارسه و سپس اوستایی و پهلوانی و سغدی و خوارزمی و دیگر زبانهای ایرانی باشد زبانی جاندار است و سزاست وام ستاندن از این زبانها برایِ پارسی، ولی این وام‌ستانیها باید بر پایه‌ی دستورِ زبانِ پارسی باشد نه آن که واژه‌ای را سرراست از زبانی ایرانی به زبانِ پارسی اندر کرد و واج‌شناسیِ زبانِ پارسی و دگرگونیهای چند هزار ساله‌ی آواییِ این زبان را نادیده گرفت.

نودساتیریان: سخنی چند درباره‌ی واژه‌سازی و واژه‌گزینی اندر زبانِ پارسی § ۵. واژه‌سازیِ بیرون از دستور

  • ۵. واژه‌سازیِ بیرون از دستور

زبانشناسی را به دانشِ انگارش(ریاضی) مانند کنیم، چه دانشی است باریک‌بینانه برپایه‌ی پیش‌داشتهایی روشن، سنجه‌هایی استوار و بنیادها و دستورهایی انگارش‌وار. واژه‌سازی در هر زبانی نیز ایدون است و بر بنیادِ دستورِ آن زبان است، چه گر چنین نباشد زودا که آن زبان جنگلی شود آشفته. لیک این راه و روشِ نودساتیریان نبَوُد، چه ایشان بر این‌اند که هر چیزی را به هر چیزی توان چسپاندن و واژه‌ای نو درانداختن، آن سان که کامه‌شان بُوَد.