پیش‌درآمدِ «زبانِ پارسیگ (پهلوی): دستورِ زبان، واژه‌سازی و واج‌شناسی»

«زبانِ پارسیگ (پهلوی): دستورِ زبان، واژه‌سازی و واج‌شناسی» نوشته‌ی رَهام اشه و گردانشِ مریم تاج‌بخش و بزرگمهر لقمان به پارسیِ سره است.
نویسنده خودِ زبانِ پارسیگ را پایه‌ی کارِ خویش نهاده، بدان چونان زبانی زنده و پویا درنگریسته، سرچشمه‌ها را باریک‌بینانه و سنجشگرانه بررسیده و نمونه‌هایی بسیار از کمابیش همه‌ی نوشته‌های پارسیگ فرادستِ آموزنده گذارده است. چنین، هر کس، برپایه‌ی این کار، خواهد توانست دستورِ پارسیگ را به نیکی آموزد؛ با واژه‌سازی اندر این زبان آشنا شود؛ پارسیگ را با دیگر زبانهای ایرانی سنجد؛ بیش از چهار هزار واژه‌ی پارسیگ را ریشه‌شناسانه بررسد؛ و واج‌شناسیِ این زبان را نیز فراگیرد.

سرسخنِ «دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران»

«دیباچه‌ای بر فلسفه‌ی تاریخِ ایران» دستِ‌کم از دو سوی درخورِ نگرش و یگانه است:

نخست، اگر «تاریخ» را گزارشِ اندیشه‌ها و گفتارها و کردارها و دستاوردهای مردمان در بسترِ زمان بدانیم، و «فلسفه‌ی تاریخ» را کوششی بخردانه در بررسی و ارزیابیِ گزارشهای تاریخی برای دستیابی به نگره‌هایی سنجشگرانه و همگانی از تاریخ، آن‌گاه این دیباچه را نخستین کوششِ سامانمندِ فلسفی در این زمینه در ایران خواهیم یافت؛ کوششی سنجشگرانه برای یافتنِ رشته‌ای تا رویدادهای پراکنده‌ی تاریخی را بهم بپیونداند و این‌سان، با یگانستنِ پدیده‌های جداجدا سامانی هماهنگ برای شناساییِ سراسرِ تاریخِ ایران بیافریند و تاریخ را از پایگاهِ یک «گزارشِ رویداد» به پایگاهِ یک «دانشِ سنجشگرانه» برکشد.

دوم، جهانِ امروز بیش از آنکه نیازمندِ پاسخهای درست باشد نیازمندِ پرسشهای درست است، و ارج و پایه‌ی هر فرزانه نیز نه در پاسخهایی که می‌دهد و گرههایی که می‌گشاید که در پرسشهایی است که سنجشگرانه درمی‌اندازد. نویسنده ایدر پرسشگر است و آفرینشگر، و اندر این دیباچه دَمی از پرسش و آفرینش نمی‌ایستد و توسن اندیشه‌اش گردن می‌فرزاد و می‌آفریند و می‌پرسد و پای بر هیچ بندی نمی‌نهد تا «آگاهی» را، که به گوهرِ خویش نیرویی شناسنده است، به «خودآگاهی» دیسیده گرداند و چنین، بنیادی نو برای آگاهیِ ایرانی بیافریند، «آگاهی»‌ای که می‌تواند با شناساییِ گوهرِ خویش و نیروی هست‌گرداندنِ خویش بر خویشتنِ خویش آگاه گردد و با گرداندنِ خویش از یک نیروی به‌توانش به یک نیروی به‌کنش به «خودآگاهی» دررسد.

ویرازگان: یک نوشته‌ی نویافته به پارسیگ

«ویرازگان»، نوشته‌ای نویافته به زبان پارسیگ، درباره‌ی ایورزِ مینویِ مُغی به نام «ویراز» به بهشت و دوزخ است.

ویراز در زمان شاه ویشتاسپ بالید. پس از درگذشتِ زردشت، شاه وی را از «جهانِ زندگان» به «جهانِ مردگان» فرستاد. او درآمیخته‌ای را که هفت خواهرش آماده کرده بودند سرکشید و دگرگون شد؛ دو ایزد، سروش و آذر، او را به چینوَد پل ره نمودند، جایی که ایزدِ داوری، رَشن، اندیشه‌‌ها و گفتارها و کردارهای مرده را با ترازویش می‌سنجید، و ایشان ویراز را پیش هرمزد ‌آوردند، و نیز به جایی ره نمودند که دوزخیان با دیو و دروج پادافراه می‌دیدند.

گفتنی است که «ویرازگان» دگرسان از «ارداویرازنامه» است.

«گویاییِ ارستو» پاول پارسی

«گویاییِ ارستو» از پاول پارسی ـ فرزانه‌[=فیلسوف] و گویایی‌دانِ[=منطق‌دانِ] ایرانِ باستان ـ دربردارنده‌ی این سه گفتار است که به شاه خسرو انوشیروان ساسانی پیشکش شده:

ـ گفتار اندر گویاییِ ارستو

ـ روشنایی‌نامه‌ای بر اندر پیرامونِ گزارشِ (Περὶ Ἑρμηνείας) ارستو

ـ پیش‌درآمدی بر فرزانگیِ ارستو

با گذشتِ ۱۵ سده از روزگارِ پاول پارسی، کنون گردانشِ پارسی این گفتارها برای نخستین‌بار در دسترسِ پارسی‌زبانان گذاشته می‌شود؛ باشد که اندر میانِ ایرانیان نام و یاد و کارِ این فرزانه‌ی پارسی دگربار زنده گردد.